درگيري هاي ذهني-اعتقادي

بعضي وقتا يه اتفاقاتي مي افته كه ميشينم فكر ميكنم، به اعتقاداتم، به رفتار بقيه. بعد اين روزها كه ماه رمضون شده بيشتر در مورد مسائل اعتقادي تامل ميكنم. بعد ديشب يه بحثي شد و من مطلبي روي لوكالم نوشتم. بعد ديدم در تاريخ هاي مختلف چند مطلب مشابه ديگه هم نوشتم ولي منتظر نكردم. گفتم همه شو بيارم توي يه پست بنويسم :

دین زدگی

توجه : این پست سیاسی نیست.

اه! ریدین تو اعتقاداتم و ان نگفتین

بدم میاد از اون دینی که بهتون اجازه میده به خودتون غره بشین، بدم میاد از اون دینی که باعث میشه بقیه رو ناچیز بدونین و اونایی که مثل شما نیستن رو دشمن. بدم میاد از اون دینی که سستی ایمان بهش رو کافری بدون و توی برخورد با چنین افرادی انسانیت رو از یاد ببره.

من اون نماز اول وقتت و اون قرآن خوندن های هر شبت رو قبول ندارم. مطئنم خدا هم اگه قرار باشه قاضی اون دنیا باشه بداخلاقی ها و اهانت ها و درشتی هات رو بیشتر از این عبادت های فردی میبینه. اگه از نظر تو بی حجابی گناهه مئمن باش از نظر خدا اون اهانتت به بندش – فقط به خاطر ظاهرش – گناهی بالاتره.

من اون اسلام فردی رو نمیخوام. بدم میاد از نماز خوندنت و پابندش غیبت و تهمت زدنت. بدم میاد از اون قرآن خوندنت که با بداخلاقی ت با خلق خدا همراهه.

اه! لعنتی … میخوام سرمو بذارم زمین و بمیرم. بمیرم از این همه بی اعتقادی بی اسلامی خودم. بمیرم که حتی از تو هم پست ترم چون حتی همون اسلام فردی رو هم ندارم. که نمازهای خونده و نخونده ام دائم میخوره تو سرم.

اه! لعنتی … خیلی درد داره!

اسلام فردی – اسلام اجتماعی

چرا همه چی رو پای دین میذاریم؟ یا بهتره بگم چرا وقتی یکی که تو ذهن عموم به عنوان آدم دین دار به حساب میاد یه شاشتباهی میکنه همه کاسه کوزه ها سر دینش شکسته میشه؟ چرا رفتار آدمای معتقد این همه تو اعتقاد داشتن یا نداشتن بقیه تأثیر داره؟

اصلا دین دار کیه؟ اسلام واقعی کو؟ فقط نماز و روزه و قرآن و حج و زکات هست که واجبه؟ پس غیبت و دروغ و تهمت و احسان به دیگران و بقیه فضائل اخلاقی چی میشن؟ دین دارِ بد اخلاق هم داریم؟ دین دارِ فحاش چی؟ دین دارِ خشن و پرخاشگر؟

وقتی یکی میخواد ادای دین داری رو در بیاره، وقتی اسلام فردیش (نماز و روزه و …) زبان زد خاص و عام میشه، وظیفه داره بقیه امور دین داری رو هم تمام و کمال انجام بده. یا حداقل – اگه نمیتونه دین کامل داشته باشه – بقیه رو توجیه کنه که نماز و روزه رو نه برای خدا بلکه باری زجر دادن خودش انجام میده، این جوری اطرافیانش رو از دین نیمه کاملش زده نمیکنه.

پ.ن. این پست حاصل پست قبل ه ؛ دین زدگی.

رمضان ماه میهمانی خدا

همیشه در روزهایی که برای مردم مبارک اند بیشتر در مورد شرعیات و دین مورد توجه قرار میگیرد. افرادی که خالصانه به خدای یگانه شان پناه میبرند و یا حتی افرادی که هیچ اعتقادی ندارند ولی حرمت این روزها را نگه میدارند. گاهی هم سوالات و چراهایی هستند و بحث هایی که به نظر من از مبارکی این روزها ارزشمند ترند.

اصلا کلا خیلی رفتم تو فاز ثقیل حرف زدن. بذار کمی راحت باشم ؛ مدتی بود که همش این فکر (شاید هم سوال) توی ذهنم وول میخورد که چرا موقع اذان تمام شبکات صدا و سیما فقط اذان پخش میکنن. مگه غیر از اینه که اقلیت مذهبی خیلی زیادی توی ایران داریم و به غیر از محدود اقلیت ها بقیه شون رسمی با حقوق شهروندی به حساب میان؟ مگه اونا نیاز دارند در زمان اذان از هر طرف فقط صدای اذان ما مسلمونا رو بشنوند؟ چرا هیچ وقت هیچ مراسم مذهبی ای از هیچ اقلیت دیگه ای تو تلویزیون نشون داده نمیشه.

بحث شد. مثل همیشه این آبجی های متعصب ما هم یه طرفه به قاضی رفتند و قضیه جمهوری “اسلامی” رو پیش کشیدن. یکی گفت «الانش با اینکه اذون میگن مردم ما این همه از دین دور شدن ، چه برسه به اینکه نخوان اذون بگن» اون یکی هم گفت «کدوم کشور غیر مسلمونی میاد تو تلویزیونش اذون پخش کنه که انتظار داری ما از بقیه دین ها بگیم؟» یا مثلا وقتی گفتم حالا چرا هر ۶ شبکه باید همزمان اذان پخش کنن و چرا یکی از شبکه ها به خاطر غیر مسلمونا نمیاد چیز دیگه ای پخش کنه، جواب داد «که از فردا بگن فلان شبکه ای چه کیف میده اصلا اذون پخش نمیکنه.» و الخ

ولی این حرفا تو گوش من برو نیست. یعنی اصلا به نظرم منطقی نیست. مگه به اذون گفتنه که هی بخوایم مسلمونی یکی رو بهش یادآوری کنیم. اتفاقا به نظرم جدیدا همین حرکت های افراطی بیشتر نتیجه عکس داره. باعث دین گریزی مردم میشه. نمیدونم.

آیا واقعا لازمه این همه “اسلامی” بودن مملکت رو تو بوغ کنیم؟ آیا لازمه الکی اسلام زوری تو پاچه مردم کنیم؟

سوال زدگی

واقعا نمیدونم چرا با اونا بحث میکنم. مدتهاست اعتقادات و تفکراتم (سیاسی، اجتماعی و مذهبی) با اونا تفاوت فاحشی کرده. نمیگم من منطقی ترم و اونا بی منطق، که حتی شاید من بی منطق تر باشم ولی جدیدا به شدت دچار سوال زدگی شدم. واسم همه چیز سوال برانگیز شده و برام خیلی سخته که به سوالام درست جواب داده نمیشه. خیلی وقته خیلی چیزا رو راحت قبول نمیکنم. خیلی وقته به سختی حتی به چشمام هم اعتماد میکنم.

پ.ن. خیلی بده تو خونه ای زندگی کنی که گاهی حس کنی هیچ حرف و فکر و عقیده ایت مورد تایید بقیه نیست.

توجه : معنی زدگی ِ سوال زدگی با زدگي ِ دين زدگي کلی فرق داره.  اين يعني دوچار سوال های بیش از حد شدن و اون یعنی از دین خسته شدن.

3 دیدگاه

  1. محبوبه گفت،

    26 آگوست 2009 در 6:01 ب.ظ

    شرمنده ها؛ اما خدایی این مدلی که ما تو خونه بحث می کنیم؛ هیچ موقع نه کسی می تونه مثل آدم از اعتقادات و حرفاش بگه؛ نه نتیجه ای داره.

    همین خود تو؛ دیروز چطوری انتقاد کردی؟ همین من و میترا چطوری جوابتو دادیم؟

    بحث منطقی بخوایم بکنیمغ باید منطقی هم رفتار کنیم. نه با خشونت یا تعصب یا رد کردن همه چیز.
    خود من خیلی حرفای تو رو می زنم و قبول دارم اما هر مدلی انتقاد کردن و هر جور حرف زدن رو درست نمی دونم. هیچ موقع نشستی ببینی چقدر اعتقاداتمون به هم نزدیکه یا از هم دوره؟!
    ظاهر بینی کافی نیست؛ یه کم هم باید باطن رو دید.

    یه بار آروم و منطقی بیا با هم بحث کنیم؛ ببین چقدر اعتقاداتمون نزدیک به هم می تونه باشه.
    خود منم خیلی وقتا به حالت تهاجمی و رد کردن خیلی از چیزا به بقیه (نمونه اش مامان؛ خاله) ایراد می گیرم اما نتیجه ای نمی گیرم.
    اما وقتی آروم و منطقی هم می گم و هم می شنوم(و هم می شنوم) اون وقته که بحثامون یا انتقادامون اثر می کنه.

  2. محبوبه گفت،

    26 آگوست 2009 در 6:04 ب.ظ

    راستی؛ با موبایل به نت وصل شدن خیلی سخته ها!

    و یه چیز دیگه
    اینکه من اینجا بشینم و فقط ایراد بگیرم چرا این این طور؛ چرا اون اون طور، اصلاً درست و منطقی نیست. یه کم بیشتر تحقیق کنیم، یه کم بیشتر دینمون رو بشناسیم.
    همین خود من؛ هنوز خیلی از کارایی رو که انجام می دم؛ نمی دونم چرا …
    پس یه جای کار می لنگه که ما همیشه داریم ایراد می گیریم.
    حتی نمی دونیم تو قرآنمون چی اومده.

  3. احسان گفت،

    27 آگوست 2009 در 10:18 ق.ظ

    سلام
    این سوالو از خودم می پرسم که تا حالا چند بار نشستم و قرآن و نهج البلاغه و صحیفه رو خوندم؟
    این اولش همینطوری بود گفتم. اما در مورد پست شما. این جایی که ما هستیم فقط و فقط دارن از اسم “اسلامی” استفاده می کنن. جمهوری اسلامی خیلی مزایا داره که تا حالا فقط استفاده ابزاری بوده. تو هر اداره ای باید یه آخوند باشه.. یه دفتر عقیدتی باشه و… تو هرکاری تو هر عکس دولتی باید یه آخوند باشه که بگیم می جمهوری اسلامیم… این از این…
    از یه زرتشتی پرسیدم چرا اسلام نه…گفت اسلام همش میگه جنگ فلا, جنگ فلان و به همونا غرّه اند… چند درصد ما دینمونو همینطوری می شناسیم… یعنی اینکه واسه زن ها سخت گرفته… اسلام دین خشونته… اسلام تو همه چی دخالت کرده… اسلام اصلا سخت گیره… اسلام… نمی دونم… از این حرفا…
    این بحث بمونه… تمومش می کنم… اسلام به دلیل یه سری دلایل اعمال ظاهری ای که واسه دیدارش بیشتر از دیگر ادیانه…همین شده وسیله ای واسه کسایی که می خوان با دین برسن به جاهایی و خودشونو مطرح کنن… می شه همون بحث که ما اسماً “اسلامیه” کشورمون… اگه یه تسبیح بگیریم و تو همه نماز جمعه ها شرکت کنیم و…میگن بابا اینو نیگا,عجی ادم معتقدیه… اینا شده معیار…چون اینا رو القا کردن به ما…گفتن اینطور باشی تو فلان اداره,دانشگاه و… راحت تر قبولت می کنن.. بله منیره خانوم اسلام در عین اینکه کامل ترین دینه خیلی ها دارن از این فقط واسه رسیدن به خواسته هاشون اسفاده می کنن… مطهری گفت که اسلامو باید از دیدنداران جدا کرد..
    بحث نیمه تموم بالا رو تموم می کنم… اگه ما بیایم و یه مدت به صورت پیوسته وقت بزاریمو یه سری منابع اسلامی رو بخونیم خیلی نظراتمون عوض میشه… می فهمیم ائمه چقدر به مکارم اخلاقی توجه کردن و چه توصیه های اکیدی دارن…
    در بحث آدم باید یه نکته رو در نظر داشته باشه اونم اینه که : ما حق داریم درباره همه چی “سوال” بپرسیم و واسه پیدا کردن جوابش با هرکسی صحبت کنیم و به نتیجه هم میرسیم, چون خدا و امام زمان همراه این فرد میشه واسه اینکه دینش کامل بشه, ولی اگه بیایم و اون مسئله رو زیر”سوال” ببریم دیگه نه می تونیم با همه کس بحث و صحبت کنیم نه از پشتیبانی خدا و امامش بهره ببریم.
    خیلی منبرم طولانی شد… خوب باشی..


فرستادن دیدگاه