8 جولای 2008 در 10:20 ب.ظ (دوستان, منيره)
در راستاي پست باهوش ترين فرد در دنياي مجازي بايد بگويم كه كافي است كمي دقت كنين تا بفهمي كه اينجا يك وبلاگ شخصي ميباشد و نويسنده در محدوده اختيارات عرفي و قانوني و شخصي خود ميتواند هر چيز را كه ميخواهد بگويد.
اما شما دوست گرامي!
حق نداريد فقط و فقط به خاطر حس حسادتان، خاله زنك بازي در بياوريد و نسبت هايي را به آدم بچسبانيد كه اصلا در عقل هم نميگنجد. اگر هم ميبينيد اين كار دشواريست كافي است اشتراك فيدم را لغو كنيد.
قبلا و قلبا از همكاريتان تشكر مينمايم
8 دیدگاه
8 جولای 2008 در 10:01 ب.ظ (روزمرگي ها, سياسي)
لنگ ظهر بود که با صدای خانم ص (مسئول خوابگاهمون) از خواب پا شدم. خودم کلی خجالت کشیدم. اون از وضع خوابیدنم٬ اونم از وضع اتاق که عینهو طویله بود. اول مقدار قابل توجهی دعوا شدم که چرا اسباب کشی نکردم و نرفتم اتاق ترم تابستونه؟ بعد بهم گفت آقای صغیرا (مسئول اداره امور خوابگاه ها) تماس گرفتند و کارم دارند. منم این شکلی شدم
آماده شدم و رفتم اداره خوابگاه ها. توی این مدت هم کلی توی ذهنم گشتم تا بفهمم دلیل این احضاریه چیه؟ میدونستم هر چی هست مربوط به سایت خوابگاه میشه. منتها جزئیاتش رو خدا داند.
کلی مقدمه چینی کرد در مورد اینکه دلیل داشته که بعضی از سایت ها فیلتر شدن و اینا! خودم دو ریالیم افتاد که قضیه بر میگرده به قضیه جانماز آب کشیدن بعضیا و اینکه از من به اداره شکایت برده بودند که چرا آنتی فـیـلـتـر نصب کردم. کلی باهام حرف زد و یعنی منم متنبه شدم که نباید چنین کار زشتی کرد و باید تن به فـیـلـتـرینگ احمقانه ایران داد.
این قدر حرص کرده بودم که نگو!! یک مشت بچه اسم خودشون رو گذاشتن مسلمون٬ تازه ادعای دانشجوی بافرهنگشونم میشه. دقیق sms ای است که بعد از حرف زدن با اون به ویویو فرستادم :
emrooz az edare omur khabgaha zang zadan karam dashtan, taraf mesle bacheha rafte gofte ke AF nasb kardam. lanat be in janamaz ab kesha ke ridan be in mamlekat
3 دیدگاه
8 جولای 2008 در 9:26 ب.ظ (دوستان, من يك زنم, منيره, وبگردي)
اول : چه حس خوبي داره وقتي ميدوني توي اين دنيا يه چيزي هست كه به نام تو ثبت شده. حتي اگه اون چيز يه چيز كوچيكي مثل دامنه monire.ir باشه. و البته خيلي خيلي خوشحالم كه توي سايت whois به صورت mon ire ثبت شده (به دلايل كاملا شخصي)
دوم : تمام سعيم رو ميكنم هر چي زودتر كار وردپرس و قالب و ايناشو انجام بدم (يعني در اصل ميسپرم به يكي انجام بده) البته اگه قبل از آخر هفته بتونم هاستشو هم بگيرم. اگه تا آخر هفته نشد احتمالا ميرم يه مرخصي اينترنتي. يه چيزي حدود 10-15 روز هم مرخصيم طول ميكشه. مامانيه ديگه! ميخواد زوري ببرتمون مسافرت
سوم : مدتها بود میخواستم در مورد سایت whois بگم. و الانم بهترین موقع برای این کاره. اینکه میتونین از اینجا از روی IP افراد بفهمین IP ثبت شده مال چه شرکتی توی چه شهرو چه کشوریه. مثل این که مال دانشگاه صنعتی اصفهانه
و یا بفهمین دامنه ثبت شده به نام کیه و آدرس و شماره تلفن طرف چیه؟؟ مثل این که اطلاعات دامنه منه. ولی زیاد تو نخش نرین. چون هیچ کدوم از اطلاعات دامنه من درست نیست. مثلا شماره تلفن ثبت شده اش ترکیبی از شماره موبایلمه و شماره خونمون.
آخه دختر بودن توی ایران خیلی سخته

از همین سایت بود که شماره بعضی از دوستان و یا اطلاعات دامنه بعضی های دیگه رو فهمیدم. قابل توجه بعضیا که فکر کردن با بقیه تبانی کردم و کمیته ضد اطلاعاتی زدم. و البته بعضیای دیگه که فکر کردن مثل خودشون خاله زنکم.
بايد بگم فقط باهوشم -البته حامد ملك هم- و به اطرافم بيش از حد توجه دارم
5 دیدگاه
8 جولای 2008 در 3:00 ق.ظ (دلنوشته ها, دوستان)
اگه بخوام صادقانه بگم، ميتونم بگم بعد از خودم و دوست جون سابقم، باهوش ترين فردي كه در دنياي نت ديدم جناب میلادی هست. كاري به تكه اولش نداشته باشين كه خودپسندانه گفتم، باور كنين تيكه آخرش عين واقعيت بود.
تمام رفتار و كردار و گيرايي قويش باعث ميشه كه هر روز بيشتر از قبل به استعدادش ايمان بيارم. شايد به همين دليل باشه كه گاهگدار چشمم رو به روي خطاهاش ببندم و به روي خودم نيارم كه از دستش خيلي دلخورم.
پ.ن. به دلیل اینکه این پست زیادی خصوصی بود کامنت رو بستم
نوشتن دیدگاه