چه قدر به آدم برميخوره وقتي بعد از سه سال وبلاگ نويسي يكي در بياد و بهت بگه :«تنها كاري كه ميتونم بكنم اينه كه به وبلاگ نويساي تازه وارد سر بزنم و وايشون كامنت بذارم» ميخواي آسمون زمين بياد ولي تو ديگه وبلاگ نويسي نكني.
5 جولای 2008 روی 3:19 ب.ظ (روزمرگي ها)
چه قدر به آدم برميخوره وقتي بعد از سه سال وبلاگ نويسي يكي در بياد و بهت بگه :«تنها كاري كه ميتونم بكنم اينه كه به وبلاگ نويساي تازه وارد سر بزنم و وايشون كامنت بذارم» ميخواي آسمون زمين بياد ولي تو ديگه وبلاگ نويسي نكني.
برای شروع میتونین به صفحه در مورد من مراجعه کنید . اطلاعات مختصری در مورد من اونجا نوشته !
در صفحه در مورد کتاب هم میتونین نظر من رو در مورد کتاب های مختلف و علاقه مندیهام در این زمینه رو ببینین .
قسمت عکاسی هم مربوط میشه به عکسایی که گرفتم والبته عکس ها رو هم میتونین بر اساس دسته بندی های مختلف ببنین !
| یه نفر بیکار در من یک زنم – وبلاگست… | |
| peyman32 در والسلام نامه تمام | |
| جوملا در قسمت اول نصب وردپرس به صورت… | |
| hassan در بوی جوی مولیان آید همی | |
| اميدانه هاي اميد در والسلام نامه تمام | |
| فیروزی در در مورد کتاب | |
| safoora در تخم مرغ |
وبلاگ روی وردپرس.کام. · Theme: Thirteen by Beccary
فتحی گفت،
5 جولای 2008 روی 3:34 ب.ظ
کی همچین حرفی زده؟ یک وبلاگنویس بعد از سه سال وبلاگنویسی تجربه های خوبی باید داشته باشد.
————————
جواب : شما كجا، اينجا كجا؟؟؟
كم پيدا شدين. منت سرمون گذاشتين! ميگفتين گاوي گوسفندي نتونيم قروبني كنيم وبلاگ كه ميتونيم هك كنيم
يكي اين حرف رو زده كه ميگم
محبوبه گفت،
5 جولای 2008 روی 9:09 ب.ظ
هر كي بوده ( كه البته ديدم كي بوده ) دمش جوش …
ههههههههههههههههه
من جاي تو بودم مي رفتم تو وبلاگشو حالشو مي گفتم