کمال براي مطلب آواتور هاي وردپرس (+) کامنت گذاشته بود، گفته بود : «این آواتار ها محدودند. طبق اصل لانه کبوتری باید تکرار بشن. نه!» که بعدا در فرندفيد (+) هم ادعا کرد که : «این طور که منیره می گه اصل لانه کبوتری در حال نقض شدن می باشد/ اسمایلی زیر سوال رفتن علم احتمالات» کلي فکر کردم! تا امروز دو رياليم افتاد منظورش چيه (اسمايل پايين بودن IQ و دو ريالي کج) در اين رابطه يه چيز رو متذکر ميشم :
« درسته که آواتور هاي وردپرس محدودند ولي اين رو هم در نظر بگيرين که تعداد آدمياني که از نت استفاده ميکنن هم محدودند! و راستي بي نهايت هم وجود نداره (بي ربط) »
و البته الان قصدم از اين پست بيان يه قضيه مشابه بود! نميدونم چيزي در مورد پارادوکس بري شنيدين يا نه؟؟!
| هر عدد رو ميتوان با تعدادي حرف فارسي توصيف کرد. مثلا عدد 1 = يک = کوچکترين عدد طبيعي = عضو خنثي عمل ضرب = … هر کدوم از اين توصيفات تعداد مشخصي حرف دارند يک = دو حرف، کوچکترين عدد طبيعي = 16 حرف و … با توجه به اينکه حروف فارسي تعداد محدودي هستند (32 حرف) با فرض اينکه فاصله همزه و … رو هم يه کاراکتر (حرف) در نظر بگيريم باز تعداد محدودي حرف داريم (فوقش 40 حرف)
حال فرض کنين مجموعه A مجموعه اعدادي باشه که توصيفشون در يک توييت ميگنجه (140 حرف) در اين صورت مجموعه A يه مجموعه متناهي با تعداد محدودي عضو هست ( مثلا اگر تمامي جملات تشکيل شده رو بامعنا در نظر بگيريمتعداد اعضا ميشه 40 به توان 140) اگر مجموعه B رو مجموعه اعدادي در نظر بگيريم که عضو A نيستند در اين صورت طبق اصل خوش ترتيبي مجموعه B داراي کوچکترين عضو است. کوچکترين عضو B رو x ميناميم در نتيجه داريم : x = کوچکترين عددي که نميتوان آن را با صد و چهل حرف فارسي توصيف کرد اگر دقت کنين x را با 62 حرف فارسي توصيف کرديم (تعداد حروف جمله بالا + تعداد فاصله ها) در نتيجه اين توصيف در يک توييت ميگنجه پس عضو مجموعه A است. در حالي که از اول x را طوري در نظر گرفته بوديم که عضو A نباشه!!! به اين ميگن پارادوکس! يعني ما به نتيجه اي رسيديم که خلاف واقعيت بود! اين پارادوکس از اين جهت به وجود اومده که در حين توصيف عدد از کلمه توصيف (و يا کلمات مشابه) استفاده شده! که به اين ميگن خودارجاعي! مبحث پارادوکس ها يکي از جذابترين مباحث رياضيات (به خصوص شاخه منطق رياضي) |
شايد در پست هاي بعدي بيشتر راجع به منطق به خصوص مبحث پارادوکس (صفحه پارادوکس در ويکي پديا) توضيح بدم. حالا سوالي که اينجا مطرح هست اينه که آيا اين قضيه رو هم ميتوان با لانه کبوتري توجيح کرد؟؟؟
پ.ن.1. اين مطلب رو تقديم ميکنم به هم رشته اي توييتري و فرندفيديم جناب مازوکس
پ.ن.2. توييتر بسيار مونگول ميباشد! اين رو از اونجايي ميگم که اکانت سابق من رو با تمامي اطلاعاتش و تمامي دوستان و توييت هايم (توييت هاي فارسي ام همه ؟؟؟؟ شدند) بهم بازگرداند. اونم امروز که همش دو روز از پاک کردن اکانت فرندفيدم ميگذره.







بی نام گفت،
20 ژوئن 2008 در 7:56 ب.ظ
قوانین زندگی
قانون عادت
حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر .
شما می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید .
قانون جذب
شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می کنید ،شما به هر چیزی که فکر میکنید آن را جذب میکنید خواه افکار منفی خواه افکار مثبت .
شما می توانید بهتر از اینکه هستید باشید ، ثروتمند تر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید .
قانون انتخاب
زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست .
قانون تفکر مثبت
برای موفقیت و شادی در تمام جنبه های زندگی تفکر مثبت امری ضروری است .
شیوه ی تفکر شما نشان دهنده ی ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست .
قانون تغییر
تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است .
کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن .
قانون کنترل
این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر می کنید بستگی به این دارد که فکر می کنید تا چه حد زندگی تان را تحت کنترل دارید .
سلامتی ، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار ، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود می آید .
قانون مسئولیت
هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواسته اید .
مسئولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه که بدست آورده اید و آنچه که خواهید داشت بر عهده ی خود شماست .
قانون پاداش
عالم در نظم و تعادل کامل به سر می برد . شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید .
همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید . اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید .
قانون خدمت
پاداش هایی که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد .
هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و توانایی های خود را افزایش دهید ، در عرصه های مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست می آورید .
قانون تاثیر تلاش
همه ی امیدها ، رویاها ، هدف ها و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست .
هر چه بیشتر تلاش کنید ، بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید .
هیچ راه میانبری وجود ندارد .
اینم تقدیم به شما که عکاسید!!!!
http://www.befunky.com
اگه گفتی کی ام؟
ادیب گفت،
20 ژوئن 2008 در 8:21 ب.ظ
سلام.
این توییتر آگاه اندیش بوده. چراکه میدونسته از توییتر دست نمیکشی برای همین همه رو بهت برگردونده و گفته لازمت میشه .
راستی منم تو وبلاگت جا بده چرا که من هم آر اس اس و هم لینکت رو لینکیدم.
با تشکر
کمال گفت،
20 ژوئن 2008 در 9:19 ب.ظ
من که از این پارادوکس بری چیزی نفهمیدم پس در نتیجه از نتیجه گیریت هم چیزی نفهمیدم. ولی فکر کنم بتونی به عنوان پروژه ی دوره ی لیسانست روش کار کنی
در مورد پروژه هم بايد بگم يكي از مباحث اصلي درس ماست! پس به درد پروه نميخوره! من اين درس رو اختياري گرفتم و فكر كنم تنها درسي بود كه با نمره بالاتر از 18 پاسش كردم
—————–
جواب : پارادوكس بري رو كه هر كسي نبايد بفهمه!!
سعیدرضا گفت،
20 ژوئن 2008 در 10:32 ب.ظ
حوصله تمرکز ندارم فعلا…. این وبلاگ ورد پرس بهم ارث رسیده..محیط کاربرش اصلا user friendly نیست !!!!
کمال گفت،
21 ژوئن 2008 در 10:38 ق.ظ
این پارادوکسرو نگفتم به عنوان پروژه بگیر. اینکه چرا آواتار ها تکرار نمی شن رو بعنوان پروژه بررسی کن
علیرضا گفت،
4 جولای 2008 در 4:16 ق.ظ
اگه اشتباه نکنم این میشه نوع دستکاری شده پارادوکس ریچارد ! مگه نه ؟
حالا تو اینو جواب من بده ، ( نری جوابشو از وبلاگ نگاه کنی ها ! ) خدا که همه کار میتواند بکند ، میتونه سنگی بیافرینه که خودشم نتونه بلندش کنه ؟ ( این جواب داره ، گفته باشم ! )
یه سر بزن
خدانگهدار
————————
جواب :
فكر كنم پارادوكس ريچارد و بري يكي باشن (الان يادم نيست)
اغلب همين پارادوكس ها از خود ارجاعي هستند! الان همين پارادوكس «خداي قادر» رو دقت كنين، شما دارين ميگين خدا ميتونه سنگي بيافرينه كه نتونه بلندش كنه؟؟ خوب! اين خود ارجاعيه و به همين خاطر پارادوكس ايجاد ميكنه.
علیرضا گفت،
5 جولای 2008 در 3:41 ق.ظ
شبیه هم هستند ، چون عددش با این فرق داشت ! d:
ولی خب ما هم که گفتیم که این پارادوکس جواب داره ! جوابش میتونید بدید ؟ ( میشه گفت 3 تا جواب داره که یکیشون مو لا درزش نمیره ، یکیشون متوسطه و بیشتر در قالب انسان میگنجه و اون یکی چون دینی هست از آسان ترین راه ممکن استفاده کرده ! )