سوال المپياد برداشت تصوير

از تصوير زير چه برداشتي ميتوان داشت؟؟

الف. منيره بسيار آدم هنرمنديه! سفارشات تخم مرغ پذيرفته ميشود.

ب. شب هاي امتحان حاضري هر كاري بكني به غير از درس خوندن! حتي اگه اون كار رنگ كردن 3 تا تخم مرغ باشه

ج. وقتي دوربين خرمگاپيكسلت رو به يكي ميبخشي. مجبوري با موبايلت عكس بي كيفيت بگيري

د. كشيدن آرم KDE خيلي سخته اونم از نوع خيلي ريزش

ه. اون تخم مرغي كه اصلا معلوم نيست پدرام ويسي هست

و. نويد كاشاني و آق فري چاقو كش خيلي كنجكاوند و همه جا حضور دارند

ز. داشتن چند كتاب قطور در قفسه كتابهات باعث باكلاس شدن فضا ميشه

———-

و حالا گزينه ها :

1. الف – ب – ج

2. الف – د – ه

3. الف – و – ز

4. همه موارد

پ.ن. از اونجايي كه اين تخم مرغ ها سفارشيه پس به كسي نخواهم فروخت. روش درست كردنش هم فعلا سكرته!! جنس KDE و اوبونتو از سفاله ولي پدرام ويسي يه تخم مرغ واقعي هست :D

تا کنون 7 نظر داده شده

  1. پدرام گفت،

    8 ژوئن 2008 روی 9:53 ب.ظ

    منم مـــــــــــــی خوام :D

    حالا منو نمی ندازی تو عکس؟یکی طلبت :D

    نوید و فری این وسط چه کار می کنن؟ =))))))

  2. پدرام گفت،

    8 ژوئن 2008 روی 10:12 ب.ظ

    حالا من شدم تخم مرغ؟ :دی
    ——————-
    جواب : خوبه واستون توضيح دادم که چرا اون جمله رو گفتم :D ولي جدي اين تخم مرغه خيلي خيلي شبيه همين آواتورتونه! حيف که به دلايل شخصي نخواستم عکسشو بذارم توي وبلاگم!

  3. احسان گفت،

    8 ژوئن 2008 روی 10:17 ب.ظ

    سلام خاله توجه منو اون كارت تبريك و اون كارتن جواهرات به خودشون جلب كردن
    نكنه واسه مادره؟ من كه پول ندارم چي كار كنم
    حالا هم كه يه مامان خونده هم پيدا كردم
    بايد واسه هر دو شون سنگ تموم گذاشت اخه شايد سال آخرم باشه
    —————-
    جواب : چه قدر خوشحال شدم وقتي ديدم کامنت گذاشتي
    چرا اين قدر کم پيدا شدي؟؟؟
    به مامانت گفتم به اينجا سر زدي!
    کي عازمي؟؟
    همه چيز رو به راهه؟

  4. محمد گفت،

    8 ژوئن 2008 روی 10:18 ب.ظ

    مسلما گزینه ب!
    اما از من می‌شنوی هیچوقت خرمگاپیکسلت را به کسی نده! مگر اینکه به زور ازت بگیرن! یا اینکه خودت دوست داشته باشی بدی! اسمایلی حرفای ضد و نقیض
    ———————–
    جواب : آبجي خانم بود ديگه!! دلم نيومد ندمش! ميترسيدم بلايي چيزي دوربينو بگيره و همينو هم که دارم ديگه نداشته باشم.
    ولي جدي، کلي قلبم فشرده شد وقتي داشتم ميفرستادمش واسه آبجيم!! الانم بد جور احساس تنهايي و غريبي ميکنم. نميدونم چرا!

  5. کمال گفت،

    8 ژوئن 2008 روی 10:35 ب.ظ

    بابا هنرمند
    من شبهای امتحان یاد خطاطی با قلم دوات می افتادم آی حال می داد
    ——————–
    جواب : من شب امتحان هر کاري ميکنم! دوربينم که بود عکس ميگرفتم! بهترين يادگيري عکاسيم هم مربوط به همين شبها ميشد! نقاشي و خراطي هم که ديگه جاي خود را داره!!

  6. فرشاد گفت،

    8 ژوئن 2008 روی 10:36 ب.ظ

    گزینه و درسته و بقیه گزینه ها صلاحیت گزینه شدن رو ندارن دی

  7. ادیب گفت،

    8 ژوئن 2008 روی 11:40 ب.ظ

    1. یه بیکار.
    2. یک هنرمند.
    3. گزینه 4


نظر بدهید