بعد از 5-6 روز

0. بعد از 5-6 روز بالاخره تونستم يه نت درست حسابي پيدا كنم! اينترنت خونم افتاده بود پايين، احتمال از دست رفتنم خيلي بود! خدا رو شكر، خير گذشت! و ممنون از لطف تك تك دوستان كه يادم كردين و هي احوالم پرسيدين كه ببينين مرده ام يا زنده! (الان اين فعل معكوس بود) نمونش هم اون فردي كه در اومد و گله كرد چرا 4 روزه احوال خودش و بولاگش رو نپرسيدم، بدون اينكه در نظر بگيره من خبر داده بودم ميرم خونه و توي خونه اينترنت ندارم! و اين او بوده كه بايد يادم ميكرده نه من!!!

1. از بين 650 تا لينك جديد نخونده …. خوب چيز خاصي نيست قابل ذكر مگر اينكه اين فتحي خان خسته نميشه از مطلب نوشتن!! (ركورد بيشترين مطلب واسه 1 فتحي است) تازه فرض كن توي گوگل ريدر هم با دو آدرس مختلف لينك شده باشه!! اون وقته كه مارك آل ريد دواي دردشه! (اينم رو كم كني اون) و دومسن ركورد دار هم گل پسر تشريف دارن (كه البته از دستش عصبانيم، چون قرار بود بشينه درسشو بخونه) و خبر ديگه اينكه تعداد فرند هاي گوگل ريدرم ديگه دستم در رفته! چه كنم با اينهمه فرند و البته فالور توييتر؟! راستي ركورد بيشترين شير كننده رو هم ميدم به آقاي لوكاديوم!!

و 2. دو چي؟! يادم نمياد چي ميخواستم بگم! هان! شبي اولين باري بود كه شماره تلفنم رو به صورت خيلي راحتي به يه دوست نتي دادم! خدا رو شكر تهش آدم خوبي در اومد (به نظر من سمپادي يزدي اونم از نوع فارغ التحصيل دانشگاه صنعتي اصفهان خيلي آدم خوبيه :D )

3. آها! قرار توييتري!! يادتونه كه! (اينجا) قرار بود پنجشنبه ساعت 11 صبح باشه! خوب شد نرفتم، آخه قرار رو عوض كردن انداختن جمعه 10 صبح! اصلا اين يكي كه خودش ماجراييه. بذارين وقتي از بچه ها خبر گرفتم مطلب مربوط بهش رو مينويسم.