1. از سبک نظر دهی این وبسایت خوشم اومد. جالبه اگه بخوای نظر بدی مثل همه وبلاگهایی که تحت wordpress (حالا یا com یا org) هستند اسم و ایمیل رو میپرسه. با این تفاوت که به جای آدرس وبسایت یه فرمول ریاضی نوشته که باید جوابشو اونجا وارد کنی. اگه اشتباه وارد کنی Error میده :

دفعه اول من جواب درست رو نوشتم با این تفاوت که یه :دی هم تهش نوشتم! که نوشت پاسخ اشتباه است! چون فرموله زیاد سخت نیست میشه نتیجه گرفت که طرف میگه «بچه برو کشکتو بساب! هنوز بلد نیستی این فرمول به این آسونی رو حل کنی؟! اون وقت پاشدی اومدی وبگردی؟» یا شایدم زیادی وب سایته علمیه و میخواد این جوری هر کسی با هر میزان سوادی نتونه نظر بده. کاش لااقل سخت تر میداد. مثلا محاسبه یه انتگرال دوگانه ای چیزی میذاشت که هرکسی نتونه حلش کنه
اسمایل دانشجوی ریاضی (با ریاضیات مشکل داری؟! خوب مشکل خودته! برو یاد بگیر
)
2. امروز روز سمپاده! به همین مناسبت آواتور توییتر و کنار وبلاگم رو عوض کردم. جالبیش اینه که طی یه عملیات سرچرینگ در google دیدم که این عکسی که من طراحی کردم به غیر از وبلاگ بچه های مدرسه خودمون (فقط این وبلاگ نام طراح عکس رو هم ذکر کردند. که بسی مشعوف شدیم) در چند تا از وبلاگ های دیگه هم مورد استفاده قرار گرفته :
خاطرات سمپاد (از سمپاد ارومیه)
بیا پشیمون نمیشی (سازمان مگس پرانی آدمهای دیوانه)
و امروز دست نوشته هاي يک کودک فهميم (مهسا جون خودمون)
در این راستا یک عدد سوپریز واسه یکی داشتم که زد تو ذوقم به این خاطر نمیگم چیه (نه بابا! درسته که زد تو ذوقم ولی به علت اینکه عکس اون سوپریز محترم در دسترس نیست فعلا نمیذارمش) این از سوپریز! (دست ابجی گلم درد نکنه که عکس تابلویی که کشیدم رو واسم فرستاد) حالا حدس بزنین تقدیم به کی کردم؟

به همه سمپادیا تبریک عرض میکنم. به خصوص بر و بچز سمپاد یزد که هنوزم که هنوزه بهترین دوستام از این قشر هستند و هر روز که میگذره به تعداد دوستام اضافه میشه. تبریک ویژه به گل پسرم (که هم خودش سمپادیه هم آبجیش هم مامان مجازیش والبته مامان حقیقیش حق بزرگی گردن سمپادیا داره) و زهرا جون که سمپاد غریب در یزده
و سلاله خانم که امروز روز تولدشونم هست.![]()
![]()
به بقیه هم بگم که امروز من حس ناسیونالیستی سمپادیم رو بی خیال میشم. شما هر چی دوست دارین فحش نثار سمپاد و من بکنین
(قابل توجه سمپاشا) ولی حق نمیدم اهانت کنینا!
پ.ن. دو تا مسئله دیگه هم بود که میخواستم بیان کنم :
گوگل ریدر! تعداد friend های google reader ام هر روز بیشتر از دیروزه و این یه کم منو نگران میکنه. به خصوص اون دسته افرادی که کاملا من رو نمیشناسن! خوب گاها اتفاق می افته که با مطلبی موافق نیستم ولی دوست دارم share اش کنم. و یا حتی گاهی مطلب خصوصی هام رو برای دوستانم share میکنم. کم کم باید روی share کردن هام هم یه تجدید نظری کنم. یه فیلتری بذارم.
توییتر! دائم مسائلی پیش میاد که … شاید الان زود باشه بگم ولی احساس میکنم بهتره کمتر وارد توییتر بشم. تویتتر خیلی روم تاثیر داشت. کلی دوست جدید پیدا کردم. هر روز کلی مطلب مفید و جالب میخونم. با بچه ها لابی میذاریم. ولی احساس میکنم زیادی توییت کردن هم خوب نیست. گاها دلخوری هایی ÷یش میاد که اصلا پیشبینی نشدنیه و یا گاها خودم احساس میکنم حرفی رو میزنم که منیره در دنیای واقعی هیچ وقت اون حرف رو نمیزد.






