دلخوری

تازه داره دوریالیم میوفته که چرا راست راست وایساده توی چشمام نگاه میکنه و میگه پس عکسای شیرازت کو؟! نگو که به کل شک دارند من 2-3 روز مسافرت بودم!! فکر میکردم این قدر تا به حال صادقانه حرفامو زدم که به این راحتی به راست و دورغی حرفام شک نکنین! بابا این که خانوم جوان این چند روز که من نبودم آپ کرده به من ربطی نداره که؟! چرا هی گیر میدین؟! اصلا قبول! خانوم جوان منم، اون چند روز هم نرفتم شیراز! اصلا نه! رفتم شیراز منتها وبلاگ رو دادم دست یکی آپ کنه! دلتون راضی میشه این مدلی؟! حالا بگردین پیدا کنین مرد جوان کیه و اون چند روز کی به جای من آپ میکرده! عجب اوضاعی شده ها! همشم تقصیر دکتر مزیدیه با اون توییت کردنشون!

اصلا مبدا دلخوریم از دکتر مزیدی هم همین بود! و بعدش هم …. بی خیال! فعلا در کف بمانید.

9 دیدگاه

  1. mhmazidi گفت،

    28 آوریل 2008 در 1:04 ق.ظ

    هرجا هستين موفق و شاد باشين.

  2. منیره گفت،

    28 آوریل 2008 در 4:29 ق.ظ

    دکتر جان! از اونجایی که این پست در یه سری فیدریدر ها ثبت شده مجبور شدم یه چیز دیگه ای جایگزین پستی کنم که حذفش کردم! و البته مربوط به نظر شما

    الان خوب شد؟!

  3. Fazanavard گفت،

    28 آوریل 2008 در 7:32 ق.ظ

    تایید نفرمایید لطفا.
    می‌دونی اشتباه کردی، بگو چرا!
    منیره و خانم جوان مثل هم حرف زدن؛ شما گفتی که بهت گفتن خانم جوانی و خانم جوان هم توی وبلاگش گفته شما منیره‌ای!
    اون پست خفن زندگی؛ شما تو وبلاگت نوشتی که ایراد نداره، بچه یه چیزی گفته. خانم جوان هم همینو گفته!
    انقدر ضایع بازی در نیار دیگه :D
    ——————-
    جواب : شما چه قدر باهوشین و من نمیدونستم!
    یه کف مرتب به افتخارتون، صلوات!!

  4. hashem گفت،

    28 آوریل 2008 در 10:38 ق.ظ

    می بینم که باز سوتی دادی …
    این دکتر مزیدی ما رو دست کم نگیر :)
    —————-
    جواب : سوتی که ندادم!
    دوستان مچ گیری کردند من عصبی شدم خود خودمو لو دادم! کارتون نباشه!

    دکتر مزیدی شما هم از یه جای دیگه فهمیده.

  5. Amir گفت،

    28 آوریل 2008 در 11:53 ق.ظ

    آقا شما الکی اینقد پیچیدش کردین ٬ خانوم جوان همون خانوم جوان هست ٬ آقاهه هم خود آقاهه هست و این دو تا با هم هستن و این دو تا هیشکی نیستن ٬ به همین راحتی !
    من معما رو حل کردم :-)

  6. maryamss گفت،

    28 آوریل 2008 در 11:56 ق.ظ

    ای بابا!حالا ناراحت نشو.دکتر خیلی ادم با جنبه ایه و تا اونجا که من میشناسمش براش خیلی مهمه کسی از دستش ناراحت نشه.من هم توییت ها رو دیدم و همه برداشتم از توییت ها یه شوخی بوده.در هر حال از این سوء تفاهم ها همیشه پیش میاد.سخت نگیر

  7. Fazanavard گفت،

    28 آوریل 2008 در 12:32 ب.ظ

    وقت کردی یه سر به اینجا بزن:
    http://www.juzaphoto.com/eng/index.htm
    همسن خودته…

  8. Fazanavard گفت،

    28 آوریل 2008 در 1:05 ب.ظ

    گاهی که ناراحت یا عصبانی هستید تیکه‌های بدی می‌ندازید، مثل همین امروز. اگه براتون مهمه؛ هیچ از لحن حرف زدنتون خوشم نیومد و نه شوخی که جدی و توهین تلقی‌اش کردم…اگرچه حرف من دوستانه و بیشتر شوخی بود تا جدی، حداقل از اسمایلی آخر نظر باید اینو می‌فهمیدید…
    —————
    جواب : من فهمیدم شما شوخی کردین
    و اون جوابی که من بهتون دادم رو با اسمیل نیش تا بناگوش باز بخونید. باور کنین من هم داشتم شوخی میکردم. اگه دوست ندارین شوخی کنم بگین تا دیگه شوخی نکنم.
    به هر حال معذرت میخوام
    خیلی خیلی شرمنده که ناراحتتون کردم

  9. Fazanavard گفت،

    28 آوریل 2008 در 2:49 ب.ظ

    سلام
    شما ببخشید، من بیخودی از کوره در رفتم…حواسم نبود که دارین شوخی می‌کنید…بگذریم
    دوست :)


فرستادن دیدگاه