دارم میرم!

تا الانش هم هنوز مطمئن نبودم این شیراز رفتنم قطعی باشه. قضیه اینه که از طرف بچه کاشونی ها میبردند شیراز و از اونجایی که دو تا از هم رشته ای هام مسئول این اردو هستند من دعوت ویژه شده بودم. ولی دیروز زد و این دو تا با هم دعوا کردند! یکیشون (با این یکی صمیمی ترم) میگفت اصلا من نمیرم :D منم گفتم اگه تو نری من چرا برم؟! خلاصه امروز یه کم میونشون بهتره. فعلا که همه چیز رو به راهه! یه اردوی 2-3 روزه به شیراز!

اون ورا کاری ندارین؟! چیزی نمیخواین؟! میدونین که! اگه کارم داشتین با گوشیم تماس بگیرین : 0913352 بقیشو بدو :D شایدم از طریق ویویو به اپم. اون توییتر که آپلود از طریق موبایل نداره! تازه جدیدا هم شده یه چت روم واقعی مجبور شدم به همون ویویو پناه ببرم.

راستی این چند روز هوای پسر گلم رو داشته باشین، یه وبلاگ گروهی زده : اینجا

3 دیدگاه

  1. starry2 گفت،

    23 آوریل 2008 در 1:30 ب.ظ

    سلام،ممنون مامانی که به فکر من هستی

  2. منیره گفت،

    23 آوریل 2008 در 3:49 ب.ظ

    5.5 حركته! مگه بچه ها ميذارن؟! اومدم سايت. خوش باشين همگي

  3. ehsan گفت،

    25 آوریل 2008 در 6:16 ب.ظ

    هییییییییییییی خدا دل می سوزونیدا من که دارم اینجا فسیل می شم اصلا تصور نمی کردم زندگیه دانشجوها خوابگاهی اینجوری باشه به هر حال ان شاا.. که به سلامتی برگردید
    خوش بگذره جای ما هم خالی کنید
    ——————————
    جواب : نه! هميشه اين خبرا هم نيست ولي گاها که اين اتفاقات ميوفته خيلي فيض ميبريم.
    مگه الان کجايي؟ نکنه رفتي تهران؟


فرستادن دیدگاه