امروز صبح من و محبوبه (این محبوبه یکی از بچه های دانشگاه است٬ با محبوبه دوستم و محبوبه خواهرم اشتباه نگیریدش) برای تهیه گزارش به سلف سرویس دانشگاه رفتیم و یه گزارش تصویری هم گرفتیم! واقعا سلف سرویس دانشگاهمون یه حکومتی داره واسه خودشا! یه چیزی تو مایه های یانگوم اینا!! از اونجایی که گزارش فوق قراره تو مجله چاپ بشه من کاملشو نمیگم. منتها تا حدی میگم که سر در بیارین واسه چی میگم مثل یانگوم ایناست:
سلف سرویس مرکزی دانشگاه صنعتی اصفهان یه خورده زیادی بزرگه! روزانه چیزی حدود ۴۰۰۰-۵۰۰۰ نفر از این سلف سرویس استفاده میکنن. خوابگاه دانشگاه صنعتی داخل محوطه دانشگاه است و به همین جهت استفاده خوابگاهی ها از این مکان امری ضروری و حیاتی است (یعنی اگه توی سلف بمب گذاری بشه اولین تلفات پس بمبیش برمیگرده به بچه خوابگاهیا که تمام وعده های های غذایی و در تمامی ایام هفته از این امکان دولتی-دانشگاهی استفاده میکنن)

سلف سرویس ۳ طبقه است! طبقه زیرین شامل انبار٬ سردخانه٬ قصابی و ظرفشویی و … است و طبقه همکف شامل اشپزخانه٬ سلف کارمندان٬ سلف برادران و سلف خواهران است. طبقه دوم هم خوابگاه کارکنان سلف (عمو سلفی ها)
سردخانه سلف دو اتاق بزرگ تو در تو بود! اتاق اول که کمی سرد است مخصوص لبنیات٬ میوه جات٬ ترشی و نوشابه و قسمت داخلی هم که خیلی سرد تر بود مخصوص گوشت، مرغ و ماهي و سبزیجات یخزده! چیزی که نظر من رو به خودش جلب کرد مقدار زیاد هویج یخزده بود! هویج فقط در سوپ مورد استفاده قرار میگیره. (آقایی که ما رو راهنمایی میکرد به خاطر سرمای زیاد وارد اتاق دوم نشد! من و محبوب هم کلی همه چیز رو تجزیه تحلیل کردیم! دم آخری هم با متلک اون آقا مواجه شدیم که گفت «تازه میفهمم چرا میگن خانم ها تحملشون بیشتره» رومون کم شد از سرخونه رفتیم بیرون
)
کلی دستگاه باحال توی سلف دیدیم. از دستگاه چوب کباب شور گرفته تا پوست کن سیب زمینی و خلال کن و کباب درست کن و تن باز کن و پیاز ریز کن و گوشت چرخ کن در ابعاد مختلف و …. باحال ترین دستگاهی که توی سلف دیدم دستگاه سالاد شیرازی درست کن بود
خیار سبز و گوجه فرنگی رو روی دستگاه میذارن و با فشار دادن انبر سالاد شیرازی از زیر دستگاه به بیرون پاشیده میشه
یعنی این مدلی :

دم آخری هم برگشتیم به دفتر سلف و کتابچه دستور آشپزی شون رو یه نگاه انداختیم (به قول محبوب کتابچه رو یه مدت بهمون قرض بدن تا نکنه یه کم آشپزی یاد بگیریم) اول کتابچه در مورد قوانین سلف نوشته بود. یه نکته جالب که توش دیدیم این بود که «کارکنان توزیع کننده غذا (همون عمو سلفی ها) حق حرف زدن و گفتگو و جدل با دانشجویان رو ندارند» و من تازه میفهمم چه تحملی دارند عمو سلفی های طرف دخترا که همه نوع غر و فحش دخترا رو میشنوند و حق جواب دادن رو ندارند.

پ.ن. توی دفتر یک عدد وسیله تو مایه های گوشت کوب منتها خیلی بزرگترش رو دیدیم! که بعدا مشخص شد تصمیم دارند از این به بعد به وعده های غذایی آبگوشت رو هم وارد کنن! چی بشه این آبگوشت
(يه باره ديزي سنگي ميدادند و پياز! شخصا با دست اين غذا رو ميخوردم)
۲. شنیدیم که برای پسرا در همه وعده های غذایی موسیقی پخش میشه! علت اینکه برای دخترا پخش نمیشه رو جویا شدیم!! گفتند مثل اینکه چند باری پخش کردند و بعد با اعتراض دختر مسجدی ها ويا بسیجی ها روبرو شده! تعجب من بیشتر بابت این بود که پسرا کسی اعتراض نکرده ولی دخترا …. در عجبم از این مردم “جانماز آبکش”







hashem گفت،
15 آوریل 2008 روی 11:24 ق.ظ
من در تعجبم , چرا لباسهای به قول تو « عمو سلفی ها » قرمز رنگه!!


معمولا سفید باید باشه
حالا امروز غذا چی دارین ؟
—————–
جواب : بعضی هاشون قرمزه بعضی هاشون سبز و بعضی هاشون سفید!
مثل یانگوم اینا
دیروز حواسم نبود بپرسم بر چه اساس رنگ بندی کردن؟!
دیروز که سلف بودیم نهار قرمه سبزی داشتیم :-& توی سلف هی بو می÷یچید توی دماغم و احساس بدی میکردم (البته سلف اساتید کباب هم داشتند و البته سالاد و …)
امروز ما کباب داشتیم! زرچوبه خالی بود!
سفیر گفت،
15 آوریل 2008 روی 12:28 ب.ظ
ایول خیلی خوب بود.
راستی جوابتونم دادم. بیاید توی وبلاگم.
Amir گفت،
15 آوریل 2008 روی 12:51 ب.ظ
جالبه !
ولی بدلرین غذا توی دنیا رو غذای سلف دانشگاهای ایرونی می دونم .
نمی دونم چرا !
البته یه دو باری هم مجبور شدم بخورم ولی در کل حساسیت عجیبی نسبت بهش دارم .
شاید اگه مجبور بشم منم هر روز بخورم
————-
جواب : منم موافقم! حالا ببینین ما چی میکشیم که همه وعده از این غذا تغذیه میکنیم؟!
تازه میگن (افرادی که از دانشگاه های دیگه اومدن دانشگاهمون) که غذای دانشگاه صنعتی نسبت به غذای دانشگاه های دیگه کلی خوشمزه تره!
hashem گفت،
15 آوریل 2008 روی 3:05 ب.ظ
این « فوروم وردپرس » هم شده عین بازار شام ! آدم نمیدونه سئوالش رو تو کدوم قسمت بزاره
)
راستش من سئوالم رو تو فرورم نوشتم … نمیدونم دیدید یا نه؟ مجبور شدم بیام اینجا بنویسم. ( به دلیل تجارب بسیار زیاد شما در مورد فونت … / یک کم هندوانه زیر بغلت بزارم
سئوالم اینه : وقتی من با فونت « ایران نستعلیق » در ورد 2007 می نویسم , و متن رو توی وردپرس کپی – پیست میکنم , متن بعد از انتشار , به صورت فونت « تاهوما » دیده میشه ! راهی هست برای رفع این مشکل .
« راستی , میخای اصلا کامنت منو حذف کن , جوابم رو تو فوروم بده . آخه اونجا هم نوشتم »
—————
جواب :
میدونین مشکل فروم چیه؟! اولا نا مرتبه! دوما آدم نمیفهمه کدوم موضوع ها پست جدید داره!
از قضا قبل از اینکه شما بگین و همین الان جوابتونو توی فروم دادم :
شاید مشکل شما همان مشکل آقای فتحی باشد که میگویند قالب وبلاگشون با این جنگولک بازی ها جور نیست
یه سوال! روی خود کامپیوترتون که فونت نستعلیق رو دارین؟!
ببینین این پست من با چه فونتی دیده میشه .
سعید گفت،
15 آوریل 2008 روی 4:21 ب.ظ
یکی از دوستام می گفت :
داشتم فکر می کردم چه کار بدیه آدم غیبت کنه… ولی بعدش دیدم فوقش عین خوردن گوشت برادر مرده است… از غذای سلف که بهتره!
hashem گفت،
15 آوریل 2008 روی 9:35 ب.ظ
منیره خیلی جالبه این کامنت های ما…. منم همین الان تو فوروم جوابت رو دادم.اومدم اینجا باز دیدم تو جوابم رو دادی
خوب , دوباره می نویسم. من به اون آدرست رفتم. نوشته ها رو به صورت فونت نستعلیق می بینم . فونت نستعلیق رو هم تو کامپیوتر نصب کردم . ولی نمیدونم چرا توی وردپرس اینطوری میشه!
—————-
جواب : احتمالا مشکلتون دقیقا همون مشکل آقای فتحیست! مشکل از قالب وبلاگه.
هاشم گفت،
15 آوریل 2008 روی 10:32 ب.ظ
عجب شانسی دارم من
persianeyes گفت،
16 آوریل 2008 روی 7:28 ق.ظ
———————
جواب : چرا ناراحتي؟! چيه دختر خوب؟! چيزي شده؟!
ياس وحشي گفت،
16 آوریل 2008 روی 4:30 ب.ظ
ببخشيد خانم منتظري ولي چرا قانون اول تناول غذاي سلف رو ذكر نكرديد
————–
جواب : قانون اول تناول چيه؟!
ياس وحشي گفت،
16 آوریل 2008 روی 5:45 ب.ظ
قوانين تناول بدين صورت اند:
1)قبل از ورود به سلف عينك آفتابي مي زنين
2)وقتي خواستين وارد سلف بشين پنبه توي گوشها مي ذارين
براي از كار انداختين حس چشايي هنوز روشي ابداع نشده ولي ميشه با مديتيشن اين كار رو انجام داد .
—————-
جواب : ممنون از توضيحاتتون. من با اين قوانين آشنا نبودم.
Fazanavard گفت،
16 آوریل 2008 روی 10:19 ب.ظ
غذاش اونقدرها هم بد نیست!
persianeyes گفت،
20 آوریل 2008 روی 11:55 ق.ظ
هيچي
دچار نوستالژي سلف دانشگاه صنعتي شدم، خب من هم خاطرات زيادي از اين سلف و سلف قبلي دارم.
موفق باشي
—————
جواب : چه جالب! من نمیدونستم! شما ورودی چند هستین؟!
از آشنایی باهاتون خوش وقتم (هر وقت اومدین این ورا یه خبری بدین تا از نزدیک آشنا بشیم)
persianeyes گفت،
21 آوریل 2008 روی 5:53 ب.ظ
79 کامپیوتر بودم.
منم خوشبختم عزیزم