همون طور که قول داده بودم باید گزارش تصویری سفر شیراز رو بدم! خوب من هم چاکر همگی هستم و کلا آدم بد قولی نیستم. ولی از اونجا که ۱۲ و ۱۳ فروردین تعطیله و ما هم هر ساله ۱۳ به درمون یه دو-سه روزی هست وقت ندارم و نمیتونم مفصلا توضیح بدم (عکس ها همگی آپلود شدن ولی از اونجا که نوشتن توضیح عکس یه حال و هوای دیگه ای بهش میده) من گزارش کامل رو نمیدم. ولی این پست رو به عنوان مقدمه ای بر گزارشم داشته باشید (و شاید هم اخرین پست نوروزیم باشد) :
۱. من انکار میکنم که این خانواده با ما نسبتی دارند! صحنه بعدی این عکس٬ تصویر راننده ای است که از پنجره خارج شده و در همون حال رانندگی میکرد. (با تشکر از حضور موثر و مفيد خاله وسطيم٬ دختر خاله٬ آبجی فسقلی و دایی کوچیکه من در این عکس) توضيح ك سفرمون خيلي با حال بود! از اون لحاظ كه با خاله اينا رفته بوديم و داييم هم همراهمون بود! و از اون لحاظ كه خانواده مامانيم اينا كلا آدماي شاد و باحال و در كل تابلويين
۲. اینم منیره است٬ وقتی علاف توی پارکینگ تخت جمشید قدم میزد! اینجا میخواد روش صحیح دوربین دست گرفتن رو یادتون بده. انگشتان دست راست در کناره دوربین٬ انگشت شصت پشت دوربین و با انگشت سبابه عکس گرفته میشه. دست چپ هم زیر دوربین٬ با انگشت شصت و سبابه تنظیمات دوربین رو انجام میدین (در دوربین آنالوگ تنظیم زوم و فوکوس و غیره اش اونجاست٬ در دوربین های دیجیتال جدید هم تنظیمات فوکوسش اونجا تعبیه شده)
۳. اینم سایه منیره در پاسارگاد است. اینجا داشت به کوروش میگفت «کوروش بخواب٬ من و دوستام همه بیداریم» تازه این صندلی کنارش هم جایی بود برای اینکه وقتی بیداره و خسته میشه روش استراحت کنه! آخه آدم وقتی بیداره بیشتر از وقتی که خوابه خسته میشه! (جوک گفتم نه؟!)
پ.ن. سیزده خوبی داشته باشید! حتما یه دروغ ۱۳ بگین که عرض سالتون دیگه دروغ نگین. و گره زدن سبزه یادتون نره ها! میخوام ببینم اولین نفری که مزدوج میشه کیه. آخه میخوام روشی که سبزه گره میزنه رو بپرسم و به یکی از دوستانم یاد بدم
(تا باشی بهم نگی یه دوجین دستگاه سبزه گره زنی واسه خودت بخر)






