29 مارس 2008 در 11:12 ب.ظ (دلنوشته ها, روزمرگي ها, سمپاد, منيره, چرنديات)
نمیدونم تا حالا یه گیگ رو دیدین؟! یکی از ویژگی هاش اینه که ….
یکی که زیاد اهل کامپیوتره و دائم سرش توی نته وقتی میشینه پشت این دستگاه زبان نفهم خودش هم هیچی نمیفهمه! اگه یه جمله بهش بگی٬ صداش بزنی٬ کاری دستش بدی٬ بچه رو بسپری دستش و الخ هیچی نمیفهمه! (حداقل چند موردی که دیدیم این مدلی هستند) همین طور افرادی که زیاد اهل تلوزیون و یا کار هنری و غیره باشند. افرادی که عاشق و یا دیوانه اند٬ نیز!
ادامهی این ورودی را بخوانید »
4 دیدگاه
29 مارس 2008 در 10:54 ب.ظ (روزمرگي ها, منيره, چرنديات)
دیدگاهها خاموش
29 مارس 2008 در 1:26 ب.ظ (دلنوشته ها, دوستان, سمپاد, عکاسي, قال قول)
1. از مسافرت برگشتي، هر كي كه بهت PM ميده اولش ميگه «به به! به به!» احساس ميكني چون 3-4 روز نبودي اين همه آدم دلشون واست تنگ شده. كلي مشعوف ميشي. تلويزيون روشنه و صداي مهران مديري مياد كه داره ميگه «به به! به به!!» تازه دو رياليت ميوفته كه اين لغت جديديه كه باز مهران مديري با فيلماش بين مردم جا انداخته! جواب PM مورد نظر رو ميدي «اه اه! اه اه! حالم هم خورد با اين فرهنگ لغت جديد كه كلماتش رو مهران مديري وارد بازار ميكنه»
2. به زودي عكس هاي مسافرتمون رو آپلود خواهم كرد. يه مطلب هم در زمينه استجابت دعوت آقا محسن هست كه من رو به بازي مشاعره دعوت كردند دارم. و احتمالا يه مطلب هم در زمينه عكاسي و دعوت از چند تا دوست ديگه و بيان اينكه محبوبترين عكسهايي كه گرفتن كدومه؟! ميخوام حس فضوليم بخوابه (اخه افرادي كه قبلا خواستم فضولي كنم هر كدوم يه مشكلي داشتن و نتونستن جوابمو بدن) فعلا هم درگير جشن 11 فروردين هستم (درگيري فكري هم يه نوع درگيريه)
پ.ن. با كمي سعي و تلاش تمام feed ها رو خوندم! (چشمام نذاشت زيادي گنده ها رو بخونم)
4 دیدگاه