بيا راي دهيم

بابا جان عجله دارند!

صبح كله سحر هيجان آمدن من و آبجي بزرگه رو داشتند. اين بود كه ميخواستند آش آباداني بگيرند. تنها فرد بيدار اين خونه به غير از بابا منم! الان هم عجله دارند كه «حنا! بيا صبحانه بخور»

مامان جان اين بار هم پاي صندوق رايند -ناظرند- بابا جان عجله دارند كه برويم راي دهيم.

احساس ميكنم بهتره هميشه در صحنه باشم.

نميگذارند وبگردي به دلمان بچسبد.

پ.ن. هنوز 80 تا update در google reader دارم كه نخوانده ام.

theme

دیشب خوابم نمیبرد! با اینکه داشتم از خستگی میمردم!! ولی عادت داشتن به شب بیداری …

با گوشی جدیدم ور میرفتم! کلی theme خوشکل داشت! بین اونا چند theme ویندوزی بود! داشتم به این فکر میکردم کجا میشه یه theme  لینوکسی پیدا کرد؟!

دم آخری theme ای به اسم fox رو انتخاب کردم. لااقل همه چیزش فایرفوکسیه نه ویندوزی!