رابطه ای بهتر

تا به حال چند بار به جمله “دل به دل راه داره” فکر کردی ؟! چه قدر بهش معتقدی ؟! چه قدر به عمیق بودن این جمله پی بردی ؟! چند بار تجربه اش رو داشتی؟!

بذار یه جور دیگه بگم : تا حالا شده بتونی فکر کسی رو بخونی ؟! بدونی طرف مقابلت چی میخواد ؟! و یا به عبارتی حرف دلش رو از چشماش بخونی ؟

اصلا کار سختی نیست فقط کافیه تمرین کنی . سخت نیست ٬ امتحانش ضرر نداره که هیچ ، کلی هم میتونه توی رابطه ات با افراد و رابطه ات با خودت مفید باشه :

اولین قدم اینه که با خودت رو راست باشی .

شاید فکر کنی رو راستی ولی …. رو راست بودن اینجا یعنی اینکه دقیق بدونی چی میخوای و الان چه حسی داری !! تا حالا شده به صورت آنی بتونی بگی به چی فکر میکنی ؟!

اغلب ما آدمها هم زمان میتونیم به دها چیز فکر کنیم . فکر توی فکر بیاریم . رویا پشت سر رویا . اگه از یکیمون بپرسن الان به چی فکر میکنه مطمئنا گیج میشه و نمیتونه تشخیص بده آخرین فکرش در مورد چی بوده .

تمرین کن . اولش یه کم سخته و گیج میشی ولی کم کم وقتی تونستی به فکرت نظم بدی میتونی بفهمی اول کدوم فکر به ذهنت خورده و بعد چرا و کجا سر در اوردی !! نوشتن بهترین تمرینه . فکرهای آنیت رو روی کاغذ بنویس . حتی از این ستون به اون ستون پریدن ذهنت رو هم روی کاغذ بنویس . البته حواست جمع باشه که بعد از یه مدت به این نوع نوشتن معتاد میشی و هر وقت ننویسی احساس میکنی فکرت آشفته است .

دومین قدم اینه که موقعیت و روحیه طرف مقابلت رو تشخیص بدی.

تشخیص موقعیت و روحیه افراد در نگاه اول کار سختیه . اگه طرف مقابلت یه دوست باشه و یا آشنا یه کم کار آسون میشه ولی وای به حال روزی که یه نفر رو برای بار اول میبینی !! اون وقته که باید رفتار و حرکات فرد مقابل رو زیر نظر بگیری شاید بتونی بفهمی با چه نوع آدمی روبرو هستی . دونستن موقعیت افراد چیزی نیست که از روی رفتار آدم مشخص بشه ولی روحیه رو میشه به راحتی حتی از زیادی تکون دادن دست طرف و یا نوع نگاهش به اطرافش بفهمی .

موقعیت چیزی نیست که بشه به راحتی اونو درک کرد ولی با گفتگوی چندین ساعته شاید بشه تا حدی از اون سر در اورد . طرز حرف زدن فرد در مورد دنیای اطرافش ( به خصوص انسان ها و طبیعت ) و حتی نظر دیگران در باره او و رفتاری که او با بقیه داره اولین مواردی هستند که تا حدی نشون دهنده موقعیت شخص توی جامعه اطرافش هستند .

میتونی روی خودت امتحان کنی !! حالا که با خودت رو راست شدی به این فکر کن که تا به حال بیشترین توجه رو به چه مسئله ای از جامعه اطرافت داشتی ؟! این بیش توجهی چه قدر توی گفته هات و رفتارت تاثیر داشته ؟! خوب ! قاعدتا آدم مسائلی رو به زبون میاره و روی رفتارش تاثیر داره که براش مهمه و این نکته ایه که توی ارتباطت با بقیه باید توجه کنی .

و اما قدم سوم اينه که خودت رو بذاری جای طرف مقابلت .

حالا که تونستی فکرت رو کنترل کنی ٬ حالا که موقعیت طرف مقابلت رو تشخیص دادی ٬ از این به بعد وقتی مقابل “او” قرار میگیری سعی کن خودت رو “او” بدونی و او رو “خودت” !!

اگه جای او بودی ٬ توی موقعیت فعلی : چه حسی داشتی ؟! توی ذهنت چی وول میخورد ؟! دوست داشتی چه رفتاری باهات بشه ؟! حالا که این حرف ( حرف نوعی ) رو شنیدی یا باهات این رفتار ( رفتار نوعی ) شده در مورد طرف مقابلت چی فکر میکردی ؟!

اینجاست که به راحتی میتونی بفهمی طرف مقابلت در مورد تو چه فکری میکنه و چه حسی بهت داره !! اینجاست که میفهمی بهتره چه شکلی باهاش رفتار کنی و چه حرفی رو بزنی !! اینجاست که میتونی به راحتی با گفتن بعضی چیزها و نگفتن بعضی چیزهای دیگه دل طرف مقابلت رو بدست بیاری !! اینجاست که میتونی یه رابطه سالم برقرار کنی به شرطی که به حرف دلت و دانسته هات عمل کنی .

***

گاهی یه وقتایی تو به همه این مسائل عمل میکنی ولی این طرف مقابلت هست که نمیتونه درک کنه که تو چی میگی ؟! اینجاست که دوست داری یادش بدی مثل تو باشه ! یادش بدی مثل تو بتونه حرف دلت رو بخونه ! لااقل یاد بگیره به کسی که حرف دلش رو میخونه دروغ نگنه ….

۱ دیدگاه

  1. منیره گفت،

    21 سپتامبر 2007 در 12:58 ب.ظ

    چرا بهتون برخورد !! باور کنين اصلا منظورم شما نبودين . فقط دوست داشتم شما اين مطلب رو بخونين همين .


فرستادن دیدگاه